زمان می گذشت .
دستان هرزهء سرنوشت
هذیان وار
می نوشت .
.....
به خود گفتم
برایش می نوازم
و تو
- با خود -
گفتی دگر بار
شعور راسخش را
از سر حیله
...
پاسخ گفت بدرود
این در اولین سلام بود .
رسم رایج زمان
نجوائی غریب را
.......
عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar