تبليغاتX
هفت اقلیم - هفت اقلیم ( 16 ) . تنهای من
هفت اقلیم
هفت اقلیم با شعر های ناگفته

سلام به همهء کسانی که منو شرمنده کردند و ....

میمونم فقط به خاطر همهء شما. از همه ممنونم .

از ناخدا با خدا هم که همیشه مدیونش هستم.

و کسانی که تنهام نذاشتن.

اما این ... ی رو که میذارم بدون ویرایش میذارم.

چون یه ؟.......؟ بود

که نمیخوام دستکاری بشه.

 


 

********************

( تقدیم به تنهای من )

********************

اینگونه می خوانمت

تنهای من .

نامت هر چه هست

خانه ات

آشیانهء غربتت.

از کدام سو آمدی

پیش از آنکه بنگرم

باد عصیانت

مجنونم نمود

که بر بادم دهد

تا با خود

لیلی را برد

به آستانهء سقوطی مجدد.

سقوط به پرتگاه عشق

تو دستم را

از روی

 قله های دوست داشتن

 بگیر و

به درون درهء وجودت

رهایم کن .

حکم خدا

سجود بر

مردمک چشمت بود

چو هر بار

بروی

چشمان زیبایت

پرده می انداخت .

پس آنگاه که باز شود

تلخی درد مرا

نیوش می کند.

قفل دل را گشودی

با کلید اشکهایت.

نور را بیرون کن

درب را ببند

در ظلمات محض

برابر دیده گانم

برقص

بخوان

عریان شو

غوغایت را سکوت کن

نفس هایت را فریاد .

پس آنگاه که میروی

بغضم را

گریه ای پر تلاطم

رقم میزند

و تو

آناتومی

تنهائیم را .

حضورت

در اتاقی کاغذی

نقطه چین ها را

بر آن داشت

که پر شوند

و این چنین

پایان شود .... .

...................

خودتون میتونید حدس بزنیدچطور تموم شد

 

مهدی جلالی سروستانی

بهار - ۱۳۸۵

 


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 1385/01/20 :: :: توسط : کتیبه’
درباره وبلاگ
این جهان

پر از صدای حرکت

پاهای مردمی است

که همچنان که تو را می بوسند

طناب دار تو را می بافند .

فروغ





Powered by WebGozar