تبليغاتX
هفت اقلیم - اقلیم 21 - دفتر " دختر بارونی "
هفت اقلیم
هفت اقلیم با شعر های ناگفته

 

 

این دفتر مربوط میشه به چند سال پیش . سالهای ۸۵ - ۸۴

تقدیم شده بود به دختر بارونی . از امروز دستنوشته های

اون دفتر رو اینجا به ثبت می کنم

 پیشکش مهربانی هایش

 

 

هفت اقلیم 21 - دفتر " دختر بارونی " - مهدی جلالی سروستانی 

 

******

 

نرفته ام

که نشانی پدیدار نگردد

باران آورده ام

خود را

            و اشکهایم

             که از هجوم پر هیاهوی باران

کم نمی کند .

 

******

 

آن هنگام دلشوره هایم تسکین یافت

که گوشهایم

پاسبان هق هق قلبت بود

و طبل های در سینه ات

زیباترین سرود باران را می خواند .

 

******

 

در آخرین دیدار

و اینک

در اولین جدایی

در آبادی چهل چراغ بوسه هایت

کناره می گیرم

 

ـ با  گرمترین بغض خیره

گمراه ماندن به راه می افتیم ـ

 

******

تو اینجا هستی

به امداد سیه ترین شب زلال

از تارترین چشمان پر غبار

چونان ماه لحظه ای می گریزی

در خلوت دومین ظلمت یا چندمین

       می آیی

و خود را لحظه ای

_ یک لحظه _

در برهنه ترین بغض تردید

می نمایی

  تا جاودانه مانیم و بی گلایه .

******

 


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 1388/02/01 :: :: توسط : کتیبه’
درباره وبلاگ
این جهان

پر از صدای حرکت

پاهای مردمی است

که همچنان که تو را می بوسند

طناب دار تو را می بافند .

فروغ





Powered by WebGozar